کتاب و کتاخوانی

این وبلاگ به صورت گروهی و تخصصی به معرفی کتاب ها می پردازد

دنیای صوفی
ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٢٠  

نوشتاری بر دنیای صوفی

اثر یوستین گوردر ... ترجمه حسن کامشاد

کتاب با لحنی شیرین و قابل فهم ، آنچه که به عنوان فلسفه و کشف حقیقت وجودی بر

دانشمندان و مردم هر عصر رفته است را بیان میکند. شاید بهترین و آسان ترین راه ابتدایی

شناخت مبحث فلسفه به خصوص برای نوجوانان ، خواندن این کتاب باشد.

سقراط ، افلاطون ، ارسطو ، دموکریت ، تالس ، دکارت ، کانت ، مارکس ، داروین ، فروید،

ژان پل سارتر از فیلسوفانی هستند که گوردر نظریات و عقاید آنها را بسیار شیوا و

در قالب مقایسه بیان می کند.


کلمات کلیدی: معرفی کتاب
 
نانا
ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۱  

نانا ... اثری از امیل زولا

 

کتاب ؛ نمادی از فیلم فارسی است ... روایت زندگی یک زن هرجایی که نمیدانی باید دوستش بداری یا از او متنفر باشی... نمیدانی مرز میان فقر و زیاده خواهی برای این زن چیست ؟ آیا عشق و تنفر را برای خود به درستی معنا کرده است؟ نانا همچنان برایت یک راز باقی خواهد ماند

اما واقعیت یک چیز است ... خطا و اشتباه در زندگی بسیاری از اشراف زادگان و پولداران هم وجود دارد که کتاب با ظرافت خاص به آن اشاره میکند ... این که به چه راحتی بر این گونه خطاها سرپوش گذاشته میشود جای تعجب ندارد ... کافی است نگاهی به اطراف خود بیاندازیم

در هر صورت خواندن این کتاب را به دوستان پیشنهاد نمیکنم ....


کلمات کلیدی: معرفی کتاب
 
سقوط ... اثری از آلبر کامو
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/۱٩  

یک طرف زیبایی است و طرف دیگر در هم شکستگان و پایمال شدگان ... هر قدر هم که سخت باشد من میخواهم به هر دو طرف ، وفادار بمانم....

آلبر کامو

کتاب ؛ با ظرافت تمام ابعاد شخصیتی یک انسان را به تصویر میکشد... خیلی سخت است که در مورد خود قضاوت درست داشته باشیم اما با خواندن این کتاب یاد می گیریم که چگونه با نگاهی دیگر زندگی گذشته خود را مرور کنیم و به صراحت حرفایی را بزنیم که اگر از زبان دیگران در مورد خود می شنیدم قطعا قبولشان نمی کردیم...

این کتاب می تواند آیینه ای در مقابل چهره واقعی هر کدام از ما باشد ...

 


کلمات کلیدی:
 
اندوه ماه
ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٦  

 

اثری برجسته از آرش حجازی

 اندوه ماه؛ نثری بسیار دلنشین دارد. لحظه هایی که ذهن درگیر خواندن داستان است؛ میتواند لحظه هایی عرفانی اما غمگین ایجاد کند.

 اندوه ماه؛ تنهایی انسان و جستجوی راز تنهایی را همواره به چالش میکشد؛ گاهی از این تنهایی؛ احساس غرور میکنی و گاهی خلا و سرگردانی.

اندوه ماه؛ نقش ها را زیبا رقم میزند. نقش هایی که هرکدام پاسخی هستند به پرسش دائمی نویسنده.

اندوه ماه؛ ارزش چندین بار خواندن و عجین شدن با تمامی واژه ها و حس ها را دارد.

با سپاس از قلم توانای آرش حجازی


کلمات کلیدی:
 
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۳/٢٦  

نام کتاب : نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

نویسنده: اوریانا فالاچی                         مترجم : یغما گلرویی

کتاب با نگارشی بسیار روان و البته عامیانه ، باورهای یک مادر را نسبت به جنینی که در رحمش شکل گرفته بیان میکند.مادر، دنیای بیرون از رحم را برای او به تصویر میکشد گاهی خوب گاهی بد اما به هر حال واقعی.

محور اصلی داستان حول نگهداری یا حذف جنین میگردد. مادر، با  تضاد و پیچیدگی مبهمی مواجه شده است. از طرفی، احساس و عاطفه میل او را به حفظ جنین و به دنیا آوردن کودکی که از خون و پی اوست گرایش میدهد و از طرف دیگر وجود کودک را در منافات کامل با اهداف و وابستگی ها و علایق خود میپندارد.

شرایط طوری رقم میخورد که تصمیم میگیرد تا ضمن نگهداری کودک، فرآیند روزانه زندگی خود را ادامه دهد. به این ترتیب ، رشد جنین متوقف میشود اما برخلاف تمامی باورها، جنین خود به سخن آمده و توقف رشد را خودآگاه ، اعلام میکند. او از دنیایی که مادر برایش توصیف می کند بیزار میشود و ترجیح میدهد هیچوقت پا به آن نگذارد.

خواندن این کتاب را به لحاظ نگرش های جذاب و تأثیرگذار آن بر افکار و وابستگیهای آدمی توصیه میکنم. شاید هر کدام از ما لحظه ای به این موضوع فکر کردیم که آیا واقعا بایستی به دنیا می آمدیم؟؟

 


کلمات کلیدی:
 
ناطور دشت
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۳  

نام کتاب : ناطور دشت              نویسنده : جی. دی. سلینجر

مترجم : احمد کریمی

نوشتاری بر ناطور دشت

کتاب، روایت بیگانگی جوانی است با دنیای پیرامونش. بیان شیرین راوی که گاهی لبخند به لب خواننده می آورد، سرگردانی و یاس متعلق به این جوان جستجوگر را دلنشین می سازد. به طوری که با او همدل و همفکر می شوی.

داستان ، گرچه گاهی تلخ است اما به سادگی خصوصیات آدمهایی را بیان میکند که ظاهرا خوب و منطقی هستند اما در واقع به بیماری خودبینی و غرور کاذب کامل بودن مبتلا می باشند بدون آنکه خبر داشته باشند.

ناطور دشت، حکایت جوانهای جستجوگری است که به دنبال مفهوم واقعی زندگی و زنده بودن می روند. گاهی موفق. گاهی ناموفق. در هر صورت، همرنگ جماعت نمیشوند حتی اگر به قیمت خوبی برایشان تمام نشود.

 

 


کلمات کلیدی:
 
سفر به دشت ستارگان
ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱۳  

نویسنده : پائولو کوئیلو         مترجم : دل آرا قهرمان   

نوشتاری بر سفر به دشت ستارگان

کتاب، به روایت دلنشین سفر نویسنده _ سفر دل _ می پردازد. او به جستجوی اسرار معنویت راهی جاده سانیاگو شد. پیش از آن این راه را پیموده بود ، اما این بار برای رسیدن به مفهوم ورای معنویت راهی شد. البته باید گفت او در امتحان راه اول ناموفق بود و باید برای به دست آوردن شمشیر  _ نماد رسیدن به نقطه عطف معنویت _ اجبارا این راه را دوباره میرفت.

سراسر کتاب، حکایت دلنشین از خود رها شدن و یکی شدن با خداست. خدایی که هرکدام او را جایی جستجو میکنیم غافل از اینکه تا از خود رها نشویم، با او یکی نخواهیم شد.

کتاب ، ضمن آموزش روشهای خود رهایی ، راه و رسم زیبای جویندگان طریقت عشق را بیان میکند.

جذابیت آن بیشتر به واقعی بودن داستان و تجربیات عینی است که راوی بیان میکند. و این واقعیت که انسان عادی هم قادر به فهم و گشودن رموز ماوراءالطبیعه است، شوق تغییر را در خواننده پدید می آورد.


کلمات کلیدی:
 
باده ی کهن
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۱۱  

 

باده ی کهن مثل اکثر داستان های فصیح در جنوب کشور سیر میکند. جایی که نفت هست. جایی که عشق هست. جایی که رنج هست.

 

نوشتاری بر باده ی کهن اثر اسماعیل فصیح

زان پیش که خواستی منت خواسته ام

عالم ز برای تو بیاراسته ام

(کشف الاسرار)

در سرتا سر کتاب، ذکر عشق است و بس. عشق نه از نوع زمینی. عشق به الوهیت باطن.

این عشق گاهی از زبان قرآن، گاهی در کشف الاسرار و گاهی در غزلهای حافظ و مناجات عرفانی مولوی بیان میشود.

داستان ابتدا فضای آشنا و تکراری (جنوب _ نفت و آشنای غریبه ای از فرنگ برگشته) را تداعی میکند. آن طور که اسماعیل فصیح میخواهد.

ادامه داستان ؛ با ریتم آهنگین و دلنشین عشقی ناباورانه را رقم میزند. عشقی که دوست داری با آن همراه شوی. عشقی که عطر خاصی را در فضای دلت می پراکند. با صدای عشق همراه میشوی . در سلوک و عرفان مولوی و حافظ و حلاج غرق میشوی. گاهی هوس میکنی کتاب را به کنار بگذاری و قرآن را بازکنی. گاهی دوست داری بلند شی و سماع کنی و چرخ بزنی. و گاهی دلت میگیره و غرق در خودت میشوی. وقتی حس میکنی که اینجا هستی و تا معبود فاصله ای جز رگ گردن نداری.

کتاب گرچه بیانی شیرین دارد، اما خیلی زود تو را با واقعیت زندگی عجین میکند. خیلی زود از دنیای عرفانی خارجت میسازد و تو را به انتها میرساند. مقصد را با میدا چندان فاصله نمی اندازد اما وقتی به مقصد رسیدی حس خوبی داری. حس عاشق شدن. عشق الهی. عشق خدایی.

 

نکته ای از نگاه من : نویسنده می توانست این داستان را بلند تر بنویسید و لذت غرق شدن در عرفان مولانا و سلوک حافظ و معراج حلاج را طولانی تر کند. این تمنای خواننده خود حکایت شیرینی داستانهای اسماعیل فصیح است. قلمش جاودانه و زندگی اش سرشار از عشق خدا باد.

 


کلمات کلیدی:
 
جای خالی سلوچ
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  

اولین روز زندگی مرگان بدون سلوچ از زمستان شروع میشود. سرمای زمستان در روزهای عادیهم زندگی را برای مرگان و فرزندانش دشوار می ساخت. هرچند آنها همواره خداوند را به برکت و نعمت حاصل از برف و بوران زمستان ستایش می کردند. اما این بار، غم تنهایی، جای خالی سلوچ را با سرمایی طاقت فرسا عجین کرده بود. غمی که تا عمق چشم های بی فروغ مرگان نفوذ یافته بود. در این زمستان اما، مرگان با رنج و دردی که از گم شن نیمه ی خودش احساس می کرد، چنان تکانی بر روح و دلش ایجاد شده بود که از سرما به آتش درآمده و ذوب تمام غمهای دنیا را در درون خود حس میکرد. گدازان بود،چنان که حس می کرد میتواند سر سرمای زمستان را در گور کند. لب فروبسته و خاموش ، دل در سینه مرگان دل نبود، کوره بود، کوره ای از کینه.

نوشته ای بر کتاب « جای خالی سلوچ» اثر محمود دولت آبادی

 

داستان با رفتن نابهنگام سلوچ (پدر خانواده) و اولین روز تنهایی مرگان و توصیف درد و رنج او شروع می شود. سلوچ به ناچار و به عنوان آخرین چاره برای فرار از نداری و شرمندگی چشمهای غمگین فرزندانش و نیز مرگان ؛ یک روز صبح بی خبر رفته بود. هرچند مرگان انتظار این روز را داشت اما مطمئن بود که اکنون سلوچ تنها جسمش نیست ولی روحش را جا گذاشته و صدای نفس های خسته و تنهایش را میشنید.

مرگان می دانست روزی سلوچ کم می آورد و می شکند و این رفتن را این گونه تعبیر کرد. صدای شکستن سلوچ را شنید.

مرگان همواره زندگی در کنار سلوچ را با سختی هایش اما به امید تکیه گاهی طی کرده بود. این بار به تنهایی باید خود تکیه گاه دختر ۱۱ ساله و دو پسر نوجوانش می شد. تضادی عمیق میان شکنندگی و ظرافت زنانه و حسن مسئولیت مادری او ایجاد شده بود. تضادی ناآشنا برای مرگان؛ غیر قابل تحمل برای پسرهایش و البته هراس آور برای تنها دخترش.

گذران روزهای بدون سلوچ در آبادی ای نه چندان پررونق و سختی های گذار به اقتصاد جدید اواخر دهه ۵۰ با بیان شیوای راوی به دل می نشیند. طوری که با دردهای آنها غمگین می شوی و برای رهایی از تنگناهایشان دست به دعا برمیداری. داستان آنقدر عمیق بر روح تاثیر میگذارد که احساس می کنی آنها هستند.

داستان با بازگشت سلوچ به پایان می رسد. آما آنقدر که سرنوشت مرگان و فرزندانش تحت تاثیر جای خالی سلوچ شده بود و رنجهایی که خاطره شان در ذهن و قلبشان حک شده بود؛ جایی برای گوارایی بازگشت او باقی نگذاشت.


کلمات کلیدی: معرفی کتاب
 
دعوت به همکاری در نگارش وبلاگ
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٧  

سلام !

همه می دانیم کتاب و کتابخوانی در جامعه ما چه ظرفیت بالایی دارد و چه استقبال پائینی از آن صورت می گیرد ! به همین خاطر سعی می کنیم در این وبلاگ -به عنوان یک وبلاگ تخصصی و گروهی- عناوین زیر را پوشش دهیم تا گامی در جهت اطلاع هر چه بیشتر دوستداران کتاب و کتابخوانی برداریم :

  • معرفی کتاب های جدید (و قدیم)
  • نقد و بررسی و یادداشت های پیرامون یک کتاب
  • تحلیل بازار کتاب و مسائل پیرامون کتابخوانی
  • معرفی سایت های مرتبط با موضوع کتاب

و ...

منتظر همراهی کتاب دوستان در این زمینه برای نگارش این وبلاگ هستیم.
لطفا در بخش نظرات، مشخصات خود شامل نام، پست الکترونیک و وبلاگ خود را قید نمائید تا برای شما دعوت نامه ارسال گردد.

 


کلمات کلیدی: